عقده از دیدگاه یونگ | شناخت انواع عقده ها

عقده در روانشناسی یونگ چیست؟
در اعماق وجود شما، در آن بخشهایی که حتی خودتان از آنها خبر ندارید، چه چیزهایی وجود دارند؟ عقده از دیدگاه “کارل گوستاو یونگ“، روانشناس سوئیسی، در اعماق ناخودآگاه شما بدون آنکه آگاه باشید شما را کنترل میکند.
در این مقاله ما به مفهوم عقدهها در “روانشناسی تحلیلی” یونگ میپردازیم. شناخت عقدههایی که در وجود شما وجود دارند، کمک میکند که با آگاهی نسبت به آنها، تسلط بیشتری بر خودتان و زندگیتان داشته باشید.
مقاله تا حد امکان به زبان ساده نوشته شده تا برای عموم افراد قابلفهم و استفاده باشد و در عین حال بر اساس معتبرترین مقالات میباشد. تا پایان مقاله با ما همراه باشید تا با عقده و انواع آن، آشنا شوید.
فایل pdf مقاله: complexes-jung-perspective
تعریف عقده از دیدگاه یونگ
در مقالهی “3 نظام شخصیت یونگ“، گفتیم که ما تمام تجربیات زندگیمان را در “ناخودآگاه فردی” ذخیره میکنیم. این تجربیات به شکل عقدهها، ذخیره و دستهبندی میشوند.
عقده مجموعهای از احساسات، خاطرات و افکار مرتبط با یک موضوع خاص در ناخودآگاه ما است. عقده را “گره روانی” نیز مینامند و بار عاطفی و احساسی بسیار شدیدی دارد.
عقده طبق نظر یونگ، با هدایت کردن افکار و رفتارهای ما به شیوههای مختلف، مسیر زندگی ما را هدایت کرده و در تصمیمگیریهایمان تاثیر میگذارد.

عقده از دیدگاه یونگ روی احساسات و رفتارهای ما تاثیر میگذارد
عقدهها میتوانند هشیار یا ناهشیار باشند اما معمولاً خارج از آگاهی کامل ما عمل میکنند و تاثیرگذاری آنها اغلب ناخودآگاه است و ما از آنها خبر نداریم. عقدههای ناخودآگاه، ممکن است مزاحم خودآگاه شوند.
اگرچه فردی که عقده دارد معمولاً از آن و تاثیرش آگاه نیست اما دیگران به راحتی میتوانند تاثیرات آن عقده بر آن شخص را از بیرون مشاهده کنند.
به بیان یونگ، هرچه بار احساسی و عاطفی یک عقده شدیدتر باشد، کنترل آن نیز سختتر است. درواقع عقدههایی که از لحاظ احساسی بسیار ما را درگیر میکنند، خیلی سختتر میتوان بر آنها تسلط یافت.

کارل گوستاو یونگ
ناخودآگاه فردی ما سرشار از عقدهها است و عقدهها بیشترین محتوای آن را شامل میشوند. این عقدهها بدون آنکه بدانیم از اعمال وجودمان ما را کنترل کرده و عقل و منطق ما را تحت تاثیر قرار میدهند.
در حقیقت آنها در ارادهی ما دخالت میکنند و میتوانند باعث شوند کاری را انجام دهیم که قصد نداریم یا جلوی انجام کاری که میخواهیم را بگیرند. به قول یونگ، وقتی در ضمیر ناخودآگاه عقدهها پررنگ شوند، ما را در اختیار میگیرند.
نکتهی قابلتوجهی که وجود دارد این است که عقدهها بر فیزیولوژی بدن نیز تاثیر میگذارند. فعال شدن عقدهای ممکن است باعث افزایش ضربان قلب، ایجاد معدهدرد، تعرق، نفس نفس زدن و حتی سردرد و حالت تهوع بشود.

عقدهها بر فیزیولوژی بدن نیز تاثیر میگذارند
در نتیجه، میتوانیم بگوییم که عقدهها گرههای روانی در ناخودآگاه ما هستند که هنگامی که فعال میشوند، ما را دچار اضطراب و تشویش کرده و باعث میشوند رفتارهای غیرارادی از خود نشان بدهیم.
مثلاً ممکن است فردی در مواجه با محرک یا موقعیتی خاص، ناگهان به شدت بترسد، احساس خشم یا غم کند و رفتارهای نابالغانه از خود نشان بدهد. او شاید حتی خودش هم متوجه نشود که چرا آنقدر ناگهان دچار این احساسات شدید شد اما دلیلش، تاثیر یک عقده است.
حال که فهمیدیم عقدهها دقیقا چی هستند و چه کار میکنند، سوال مهم این است: اصلاً عقدهها چگونه به وجود میآیند؟
عقده چگونه بوجود می آید؟
یونگ باور داشت که عقدهها در نتیجهی اتفاقات تنشزای زندگی یا شوکهای عاطفیای ایجاد میشوند که روان نتوانسته آنها را هضم کند و به همین دلیل، آنها را از حیطهی آگاهی خارج کرده است.

عقده در نتیجه تجربیات زندگی به وجود میآید
همهی ما اتفاقات دردناک و تلخی را در طول زندگی خود تجربه کردهایم. همه میدانند که این اتفاقات میتوانند افراد را برای همیشه تغییر بدهند. یونگ نیز این را تاکید میکرد و با مفهوم عقده آن را توضیح میداد.
ایگو در روانشناسی یونگ، مرکز آگاهی و هشیاری ما انسانها است. وظیفهی آن، حفظ انسجام هویت شخصی و انطباق ما با محیط میباشد.
هنگامی که فرد در زندگی با رویدادی مواجه میشود که به قدری از لحاظ روانی آزاردهنده است که هضم آن ممکن نیست، ایگو برای محافظت از روان، آن را به ناخودآگاه فردی میفرستد و از حیطهی آگاهی خارج میکند.
اگر این رویدادها و حوادث درگیرکننده مرتبط با موضوع خاصی باشند، ایگو آنها را در مجموعهای به نام عقده در ناخودآگاه فردی دستهبندی میکند.

تصویری نمادین از دستهبندی عقدهها در ناخودآگاه
برای مثال زنی را تصور کنید که مورد تعرض جنسی قرار گرفته است. این رویداد بدون شک یک واقعهی بسیار آسیبزا است که هضم آن به سادگی ممکن نیست.
اگر این اتفاق برای ایگوی آن زن قابلتحمل نباشد، ممکن است آن را به ناخودآگاه فردی بفرستد و مجموعه احساسات، افکار و تجربیاتی که زن در آن حادثه تجربه کرده را در عقدهای ذخیره کند.
این عقده بعد از سالها میتواند با قدرت باقی مانده و بدون آنکه زن بفهمد بر روی او تاثیر بگذارد. مثلاً ممکن است این زن هیچگاه نتواند وارد رابطهی عاطفی سالمی شود چراکه هر بار به مردی نزدیک میشود، آن عقدهای که در نتیجهی تعرض ایجاد شده فعال میشود و بر رابطهی زن تاثیر میگذارد.
البته که باید توجه داشته باشید که این صرفاً یک مثال بود و حتی همین حادثه مشابه برای افراد مختلف، میتواند به شکل عقدههای مختلفی ظهور کند و این عقدهها نیز به شکلهای گوناگونی بر زندگی و شخصیت افراد تاثیر میگذارند.

عقدهها در افراد مختلف، به شکلهای متفاوتی بروز میکنند
حال که با عقدهها و نحوهی شکلگیری آنها آشنا شدیم، باید به این بپردازیم که آیا عقدهها همه مضر هستند یا میتوانند به نفع ما نیز عمل کنند.
آیا عقدهها همه مضر هستند؟
درست است که ما وقتی دربارهی عقدهها حرف میزنیم اغلب به مواردی اشاره میکنیم که آنها به ما، روابط و زندگیمان آسیب میزنند اما این بدین معنا نیست که تمام عقدهها مضر هستند. درست است که برخی از عقدهها مخرب هستند اما برخی از آنها نیز هستند که میتوانند مفید باشند.
برای مثال فردی را تصور کنید که عقدهی موفقیت دارد. این فرد نسبت به موفق شدن در زندگی احساسات زیادی مانند اشتیاق و انگیزه را تجربه میکند و همین میتواند باعث شود که او برای موفقیت، بسیار تلاش کند و استعدادها و مهارتهایش را پرورش دهد.

گاهی اوقات، عقدهها میتوانند عامل موفقیت باشند
یا مثلاً مردی را در نظر بگیرید که عقدهی زنان را دارد یعنی اشتیاق زیادی برای به دست آوردن و علاقهمند کردن زنان و ایجاد رابطه با آنها دارد. همین عقده میتواند باعث شود که آن مرد سعی کند روی ویژگیهای جذاب خود مانند ظاهر، موقعیت اجتماعی و کاریزمای شخصیتیاش کار کند تا برای زنان جذاب و جذابتر شود و به این شکل این عقده او را رشد میدهد.
خود یونگ در کودکی با موضوع مذهب بسیار تنش داشت و مذهب برایش تبدیل به یک عقده شده بود. همین عقده باعث شد که یونگ سعی کند با درک عمیق روانشناختی مذاهب، بر این عقده فایق آید که نتیجهاش خلق نظریات درخشانی شد.

عقدهی مذهب، نقش کلیدیای در آثار مهم یونگ ایفا کرد
در بخش بعدی به چندتا از رایجترین عقدهها میپردازیم و به تاثیرات آنها بر زندگی افراد اشاره میکنیم.
همچنین بخوانید: “نظریه درونگرایی و برونگرایی یونگ چیست؟”
عقدههای رایج در روانشناسی تحلیلی
اگر ما بخواهیم لیستی از تمام عقدههای موجود تهیه کنیم، آن لیست بسیار بلند میشود چراکه عقدهها انواع بسیاری دارند و افراد به عقدههای گوناگونی دچار میشوند.
اما برخی از عقدهها هستند که رایجتر از بقیه هستند و افراد بسیاری را درگیر خود میکنند. در ادامه به برخی از این عقدههای شایع میپردازیم:
عقده مادر
عقدهی مادر یکی از رایجترین عقدهها است که در ارتباط با “مادرنماد” میتواند ایجاد شود. چرا میگوییم مادرنماد؟ چون ممکن است فردی مادر بیولوژیکی خود را به هر شکلی از دست داده باشد و برای مثال پیش مادربزرگ، خاله یا یک زن دیگری بزرگ شود. در این حالت عقدهی مادر نتیجهی رابطهی آن فرد با کسی که جای مادر اصلیاش را گرفته ایجاد میشود.

عقده مادر در نتیجه ارتباط تنشزا با مادر ایجاد میشود
فردی که عقدهی مادر دارد، تجربیات، احساسات و افکاری را در ارتباط با مادر خودش در ناخودآگاه ذخیره کرده که بار هیجانی بالایی دارند و بسیار بر فرد تاثیرگذار هستند. اگر کسی خشم، اشتیاق، ترس یا غم بیش از حدی را در ارتباط با مادرنمادش تجربه کرده باشد، دچار این عقده میشود.
اگر مادر نیازهای کودک را نادیده بگیرد یا بیش از حد او را کنترل کند، احساسات شدیدی که بچه تجربه میکند ممکن است سرکوب شده و به شکل عقده در ناخودآگاه فردی ذخیره شود.
مادر یا مادرنماد اولین زن زندگی هر شخصی است و برای همین نوع ارتباطی که فرد با او دارد بر روی برداشتش نسبت به زنان به صورت کلی تاثیر میگذارد. بسیار رایج است که افرادی که دیدگاه تیره و تاری نسبت به زنان دارند، دچار این عقده هستند.
اگر بخواهیم یک مثال ملموس بزنیم، پسری را تصور کنید که در کودکی مادرش بسیار با او سرد و بیمحبت بوده است. این مسئله برای او که مانند تمام کودکان نیازمند عشق و توجه بوده، بسیار سخت بوده است و برای همین عقدهی مادر در او ایجاد شد.
حال این پسر در بزرگسالی نیز در روابطش تحت تاثیر این عقده قرار میگیرد. برای مثال ممکن است هنگامی که در رابطهی عاطفیاش آن زن به هر دلیلی، حتی دلایل شخصی، با او کمی سردتر از همیشه برخورد کند، این پسر آنچنان دچار احساسات شدیدی مانند شرم، اضطراب و حتی خشم شود که دست به رفتارهای نابالغانه بزند.

عقدهی مادر در روابط عاطفی فرد میتواند اثرگذار باشد
عقدهی مادر بسیار شایع است و آگاه شدن به آن و در ادامه قدم گذاشتن در مسیر رواندرمانی، برای رهایی از تاثیر زیانبخشش ضروری است.
عقده پدر
این عقده مشابه عقدهی مادر است اما پیرامون تصویر پدر یا پدرنماد شکل میگیرد. فردی که در رابطه با پدرش یا شخصی که برایش نقش پدر را بازی کرده، تنشها و مشکلاتی را تجربه کرده است، به این عقده دچار میشود.
همچنین پدر برای فرد نماد مردان میتواند باشد. برای مثال این عقده در دیدی که زنان نسبت به مردان دیگر یا شریک عاطفیشان دارند بسیار تاثیر میگذارد و بعضاً آن را تحت تاثیر قرار میدهد.

عقدهی پدر، در دیدگاه فرد نسبت به مردان تاثیر میگذارد
این عقده به شکلهای مختلفی میتواند بروز کند. مثلاً پسری را در نظر بگیرید که پدری بسیار سختگیر و سرکوبگر داشته است. این پسر که در ناخودآگاه همیشه سلطهی پدرش را احساس میکرده، در بزرگسالی ممکن است تبدیل به فردی شود که هیچگونه مرجع قدرتی را تحمل نمیکند. او اساساً با نمادهای قدرت مشکل دارد.
او همیشه با کسانی که به گونهای با آنها ارتباط شبیه به ارتباطی که با پدرش داشته دارد، به مشکل میخورد. ممکن است با رئیسش مثلاً به مشکل بخورد و از عمد به او به شکلهای مختلف بخواهد آسیب بزند.
یک مثال شایع دیگر بزنیم. دختری در کودکی پدری بسیار خشن داشته که او را مورد آزار قرار میداده یا به هر نحوی طردش میکرده است. این دختر ممکن است به دلیل خشمی که از پدرش دارد، نسبت به تمام مردان این حس را پیدا کند و مردان را ذاتاً موجوداتی پست بداند که به دنبال آسیب به زنان هستند.
عقده حقارت (کمبود)
این عقده بیشتر با نظریهپردازی “آلفرد آدلر” شناخته میشود اما از آنجایی که یونگ دربارهی آن نیز حرف زده است، آن را اینجا آوردیم. عقدهی حقارت در دیدگاه یونگ، مجموعهای از خاطرات و احساسات است که مرتبط با احساس ناتوانی و کمبود میباشد.
برای مثال، کسانی که در طول زندگی و خصوصاً کودکی مدام تحقیر شدهاند و مورد تمسخر قرار گرفته و شکست خوردهاند، بسیار احتمالش زیاد است که دچار این عقده باشند. همچنین پدر و مادرهایی که به بچههایشان حس شرم و ناکافی بودن انتقال میدهند، زمینهی ایجاد این عقده را فراهم میکنند.

عقدهی حقارت در نتیجهی احساس بیارزشی به وجود میآید
این عقده نشانههای مختلفی دارد. مثلاً فرد ممکن است به جبران افراطی رو بیاورد و سعی کند با خودنمایی، خودشیفتگی و تلاش بسیار زیاد برای شهرت، ثروت و موفقیت این عقده را جبران کند و احساس ارزشمندی کند.
همچنین بسیار رایج است که افراد دارای عقدهی حقارت، نسبت به هرگونه انتقادی بیش از حد حساس هستند. درحالی که انتقادپذیری از نشانههای بارز اعتماد به نفس است، حساسیت به انتقاد و عدم تحمل آن، نشاندهندهی این است که فرد در درون نسبت به خودش احساس شرم و حقارت دارد.
برای مثال فردی را در نظر بگیرید که در کودکی همیشه مورد تمسخر قرار گرفته است. همیشه او را به خاطر ظاهر و رفتارهایش مسخره کردهاند و بنابراین احساساتی مثل خشم و شرم در این فرد نهادینه شده و به شکل عقده در ناخودآگاه فردیاش ذخیره میشوند.
این فرد حال ممکن است برای اینکه احساس حقارت درونیاش را جبران کند، تبدیل به فردی خودشیفته و آزارگر شود. او از تحقیر دیگران لذت میبرد و با کوچک کردن آنها، سعی میکند احساس شرم درونش را پنهان نگه دارد.

در پشت نقاب خودشیفتگی، اغلب احساس حقارت عمیقی نهفته است
تمام این تلاشها، برای جبران آن احساس بیارزشیای است که در عمق وجودش احساس میکند و با تمام این کارها، او هیچگاه بدون ریشهیابی و شناخت عقدههایش، نمیتواند به احساس خودارزشی واقعی دست یابد.
عقده منجی (مسیح)
این عقده در میان افراد ایثارگر و فداکار بسیار رایج است. آنها در زندگی یاد گرفتهاند که فقط زمانی ارزشمند هستند که دیگران آنها را تایید کرده و بپذیرند و زمانی که از طرف دیگران طرد میشوند، احساس شرم میکنند.
به این عقده، عقدهی “مسیح” نیز گفته میشود زیرا فرد خود را مسیح دوباره متولدشدهای تصور میکند که وظیفه دارد همه را از شر مشکلاتشان رها کند. این میشود که گاهاً بسیار خود را وارد مشکلاتی میکنند که اصلاً به آنها مربوط نیست و همیشه میخواهند نقش ناجی را بازی کنند.

در عقدهی مسیح، فرد بیش از حد برای دیگران فداکاری میکند
در روابط عاطفی، این افراد ممکن است جذب افراد افسرده و به آخر خط رسیده شوند تا بتوانند با نجات آنها، خود را به عنوان منجی بشریت اثبات کنند و بتوانند خود را ارزشمند بدانند.
آنها بسیار در روابط به مشکل میخورند زیرا به دلیل اینکه بلد نیستند برای خود مرز تعیین کنند و همچنین از نه گفتن میهراسند، همیشه قربانی درجه یکی برای افراد سودجو هستند.
همچنین آنها از آنجایی که به دنبال نجات دادن دیگران هستند، بسیار پیش میآید که در راه نجات افراد از غرق شدن، خود نیز با آنها غرق شوند و مشکلات بسیاری برای خود به بار بیاورند.
در درون، این افراد نسبت به همه خشم دارند زیرا همیشه احساس میکنند لطفهایی که در حق دیگران میکنند به قدر کافی دیده نمیشوند و برای همین ممکن است ناگهان منفجر شده و به دیگران آسیب بزنند.
هنگامی که دو فرد در ارتباط با یکدیگر قرار بگیرند که یکی عقدهی “قربانی” دارد، که در بخش بعدی به آن میپردازیم، و دیگری عقدهی نجاتدهنده، بسیار عقدههای یکدیگر را تغذیه میکنند و ارتباطی سمی شکل میدهند.
عقده قربانی
بدون شک شما نیز تا به حال با این افراد برخورد کردهاید. محال است با آنها مکالمه کنید و آنها شروع نکنند از مشکلات زندگیشان برایتان گفتن. همیشهی خدا، آنها در دردسر بوده و قربانی رفتار این و آن واقع شدهاند.
هیچوقت نمیبینید که راضی باشند، همیشه چیزی برای غر زدن در چنته دارند. هیچوقت هم تقصیر آنها نیست! همیشه این دیگران شرور هستند که دارند از مهربانی و صبر آنها سوء استفاده میکنند.

افراد با عقدهی قربانی، همیشه دیگران را مسئول رنجهایشان میدانند
این افراد دچار عقدهی قربانی هستند. عقدهی قربانی باعث میشود فرد تصور کند که همیشه قربانی افراد سودجو قرار گرفته است و هیچ کنترلی روی اوضاع نداشته و باید به عنوان یک قربانی با زندگی کنار بیاید.
آنها استاد ایجاد ترحم و احساس همدلی هستند و از دلسوزی دیگران لذت میبرند. از پذیرش مسئولیتهای خود در مشکلات اجتناب کرده و همیشه فرد یا مسئلهای را خارج از خود دارند که تقصیرها را گردن آنها بیندازند.
این عقده به دلایل مختلفی ممکن است شکل بگیرد. برای مثال افرادی که در کودکی زمانی که مریض بوده یا در دردسر بودند بیشتر از بقیهی مواقع توجه دریافت میکردند، ممکن است به این عقده دچار شوند.
همچنین خانوادهای که کودک را مسئول همهچیز میداند، بذر این عقده را در روان فرد میکارد. خانوادهای را در نظر بگیرید که حتی در هنگام دعوا و طلاق، کودک خود را مسئول این مشکلات میدانند و بدین شکل این عقده را به او منتقل میکنند.
نشانههای افراد دچار این عقده، تقاضای دائمی برای تایید، توجه و همدلی و همچنین پرهیز از مسئولیتپذیری است. آنها در روابط میانفردی، در هنگام بروز کوچکترین اختلافنظر و دعوایی، سریع نقاب قربانی را بر چهره میزنند و بدین شکل در بازی قدرت برنده شده و فرد مقابل را مقصر نشان میدهند.
حال که به برخی از عقدههای شناختهشده در روانشناسی یونگ پرداختیم، وقتش است که به یک عقدهی بسیار مهم بپردازیم که گرچه بسیاری از طرفداران یونگ آن را میشناسند اما نمیدانند که یک عقده است.
همچنین بخوانید: “۴ کارکرد روانشناختی یونگ؛ شیوهی درک جهان”
آیا ایگو یک عقده است؟
هنگامی که دربارهی مفهوم عقدهها حرف میزنیم باید به این اشاره کرد که یونگ باور داشت ایگو یک عقده است.
ایگو همانطور که اشاره شد، یکی از نظامهای اصلی شخصیت است و آن چیزی که ما آگاهانه از خودمان و دنیای بیرون درک میکنیم را شامل میشود. درواقع هویت و مَنیت هر فردی، همان ایگوی آن فرد است.

در روانشناسی یونگ، ایگو یک عقده است
یونگ باور داشت که ویژگیهای ایگو، آن را در دستهی عقدهها قرار میدهد. ایگو در نتیجهی تمام تجربیات شخصی که به آگاهی ما مربوط میشوند ساخته میشود و شامل خاطرات، باورها، اهداف و ارزشها است.
در نتیجه ایگو مرتبط با یک موضوع خاص یعنی آگاهی و هویت فردی است و ما گفتیم که یکی از ویژگیهای عقدهها این است که در ارتباط با یک موضوع مشخص هستند.
همچنین ایگو مانند سایر عقدهها، انرژی روانی بالایی دارد و ما آن را در توجه، علاقه و اهمیتی که ما برای خودمان و منافعمان قائل هستیم میتوانیم ببینیم.
خود یونگ میگوید: ((ایگو نیز جماعتی از محتواهای عاطفی است لذا تفاوتی میان عقدهی ایگو و سایر عقدهها وجود ندارد)) و منظور یونگ این است که ایگو نیز یک عقده میباشد مانند دیگر عقدهها که در ناخودآگاه فردی شکل گرفتهاند.
البته باید ایگو را یک عقدهی ویژه در نظر بگیریم زیرا تنها عقدهای است که خودش در مرکز آگاهی ما قرار دارد و درحقیقت نقش راوی را در داستان زندگی ما بازی میکند درحالی که سایر عقدهها در ناخودآگاه فردی باقی میمانند.
به قول یونگ، ((ایگو هم یک عقده است اما عقدهای که مرکز میدان آگاهی را اشغال کرده است)).
چگونه عقدههایمان را بشناسیم؟
حال که با عقدهها و اهمیت شناخت آنها آشنا شدیم، در ادامه به برخی از راههایی میپردازیم که با استفاده از آنها بتوانید عقدههایی که در ناخودآگاه دارید را تشخیص دهید:
1- واکنشهای احساسی شدید و نامتناسب
یکی از راههایی که میتوانید برای تشخیص عقدهها از آن استفاده کنید، شناسایی زمانهایی است که واکنشهای احساسی نامتناسبی با موقعیت نشان میدهید. این واکنشهای احساسی میتواند شامل غم، خشم یا اضطراب بیش از حد و رفتارهای تکانشی باشد.
مثلا فردی که در مقابل یک انتقاد کوچک از طرف رئیسش بسیار خشمگین و پریشان میشود، باید به وجود عقدههایی مانند عقدهی حقارت یا عقدهی پدر در خود مشکوک شود.
برای اجرای عملی این راهکار، یک دفترچهی کوچک با خود همراه داشته باشید و هر واکنش احساسی شدیدی که نشان میدهید را، چه مثبت و چه منفی، ثبت کرده و جزئیات آن را یادداشت کنید.

واکنشهای احساسیتان را برای مدتی یادداشت کنید
بعد از 2 الی 4 هفته که این موقعیتها را یادداشت کردید، به الگوهای مشخصی در آنها پی میبرید. برای مثال ممکن است متوجه شوید که در ارتباط با مادرتان و دیگر زنان، واکنشهای احساسی بسیاری نشان میدهید و این میتواند نشاندهندهی عقدهی مادر باشد.
2- الگوهای غالب در روابط
شناختن الگوهای رایج در روابط، یکی از بهترین راههای شناخت عقدهها است زیرا در روابط، عقدهها بسیار فعال میشوند. الگوهای تکراری در جذب شدن به تیپ خاصی از افراد، شامل این دسته هستند.
مثلاً فردی که مدام به افرادی جذب میشود که افسرده هستند و در رابطه با آنها سعی میکند نجاتشان دهد، احتمالاً دارای عقدهی منجی است. برای اینکه الگوهای غالب در روابطتتان را متوجه شوید، 5 رابطه (یا اگر کمتر بوده همان تعداد) را فهرست کرده و ویژگی مشترک آنها را بنویسید.

در پشت ظاهر الگوهای روابط، عقدهها مخفی شدهاند
این ویژگیهای مشترک میتوانند شامل بیثباتی، کنترلگری، حسادتهای نابهجا، بیتوجهی و … باشند. با شناخت این ویژگیها، حال میتوانید به عقدهای که باعث آنها شده پی ببرید.
3- رویاهای تکراری
در روانشناسی یونگ، رویاها اهمیت بسیار زیادی دارند و یکی از روشهای شناخت عقدهها نیز به شمار میآیند. اگر رویاهایی میبینید که مدام تکرار میشوند، احتمالا سعی دارند پیامی را از ناخودآگاه به شما بفرستند.
رویاهایی مانند سقوط، تعقیب، گم شدن یا بازگشت به خانه، اغلب نماد عقدهها هستند و اتفاقی نیستند. برای اینکار، هربار بعد از بیدار شدن، بدون فوت وقت سریع رویایی را که دیدهاید با جزئیات یادداشت کنید.

رویاها میتوانند عقدهها را نشان بدهند
بعد از مدتی، ممکن است متوجه یکسری ویژگیهای تکراری در رویاهای خود شوید که مفاهیمی پنهانی در خود دارند. شایان ذکر است که هر نظریهپردازی، تعبیر خود را از نمادهای گوناگون دارد و برای اینکه بفهمید هر نظریهپرداز، مِن جمله یونگ، دربارهی نمادها چه تعبیری کرده است باید به نوشتههای آنان رجوع کنید که در آینده مفصل به آنها خواهیم پرداخت. اما تا اینجا بدانید که رویاها ابزارهای قدرتمندی برای شناخت عقدهها هستند.
4- نشانههای بدنی
بین بدن و روان ارتباطی دوطرفه وجود دارد. نیاز است که از این به بعد به بدن خودتان بیشتر گوش بدهید. بدن هیچگاه دروغ نمیگوید. تغییرات فیزیولوژیکی بدنتان در مواقع مشخص، میتوانند نشان از تاثیر عقدهای خاص بر بدنتان داشته باشند.
برای مثال اگر هر بار بعد از ملاقات با پدرتان دچار حالتهای بدنی مانند سردرد، تپش قلب و سایر نشانهها میشوید، این میتواند نشاندهندهی وجود عقده باشد.
برای اینکه این نشانهها را دقیق رصد کنید، در آن مواقع روی بدنتان تمرکز کنید. دقیقاً کجای بدنتان تنش را احساس میکنید؟ گلو، قفسهی سینه، معده یا در سرتان؟ ممکن است هرجایی آن را احساس کنید.

نشانههای بدنی، بروز فیزیکی عقدهها هستند
همچنین با تشخیص تکرار بروز این نشانهها در مواقعی مشترک، میتوانید به عقدههایتان پی ببرید.
5- تداعی آزاد متمرکز
تداعی آزاد برای اولین بار توسط “زیگموند فروید“، پایهگذار مکتب “روانکاوی“، برای کشف ناخودآگاه به کار گرفته شد. شما میتوانید به شکل تکنفره، از روشی مشابه آن برای شناخت عقدههایتان استفاده کنید.

زیگموند فروید
کاری که میکنید این است که که یک واژهی محرک انتخاب میکنید؛ برای مثال کلمهی “تنهایی”. سپس به مدت 10 دقیقه بدون سانسور هرچیزی که به ذهنتان میآید را یادداشت میکنید.
دقت داشته باشید که در کجاهای نوشتن متوقف شده و دچار تردید میشوید؛ همانجا شما به عقده نزدیک شده و باید روی آن بیشتر تمرکز کنید.
برای مثال اگر شما دارید دربارهی تنهایی مینویسید و هنگامی که به خانواده میرسید، ناگهان متوقف شده یا احساس تنش پیدا میکنید، این ممکن است نشان از وجود عقدههایی در نتیجهی ارتباطتان با خانواده باشد. ممکن است آنها به شما احساس تنهایی و بیپناهی داده باشند.
6- کمک گرفتن از یک رواندرمانگر
اگر در ارتباط با عقدهها احساس میکنید که برای شناخت و همچنین رفع آنها نیاز به کمک دارید، شما تنها نیستید. مسیر روبرویی با عقدهها، یک مسیر فوقالعاده سخت و حساس است و نمیشود توقع داشت که بتوان آن را به تنهایی طی کرد.
کمک گرفتن از یک رواندرمانگر کاربلد و حرفهای، میتواند به شما در حل عقدههایتان بسیار کمک کند. البته به این توجه داشته باشید که مسیر درمان یک مسیر یکشبه نیست و نیازمند صبر است اما مطمئن باشید که در آخر، ارزشش را خواهد داشت.

کمک از یک تراپیست برای غلبه بر عقدهها، کمککننده است
همچنین بخوانید: “با ۸ تیپ روانشناختی یونگ خودتان را بشناسید”
جمعبندی؛ اهمیت عقدهها در روانشناسی یونگ
در این مقاله ما کامل مفهوم عقده در دیدگاه یونگ و همچنین چند نوع رایج آن را مورد بررسی قرار دادیم. یونگ باور داشت که عقدهها تا زمانی که به آنها آگاه نباشیم قدرتمند هستند و به محض آگاهی نسبت به آنها، میتوانیم بیشتر آنها را کنترل کنیم.
عقدهها را میتوانیم نیروهایی قدرتمند در ناخودآگاه در نظر بگیریم که بدون آنکه متوجه باشیم، ارادهی مستقل ما را تحت تاثیر قرار میدهند؛ لاقل تا وقتی که به آنها آگاه نشده باشیم. آگاهی از عقدهها در مسیر زندگی سالم، ضروری است.
کدام عقده برای شما جالبتر بود؟ نظرات خود را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید.
منابع: کتاب “نظریههای شخصیت” نوشتهی “دوان پی. شولتز” و “سیدنی الن شولتز”/ فصل سوم؛ بخش عقدهها
bigthink/ psywww/ iaap.org/ speakingofjung/ the tavistock lectures/ jung (1960). the structure and dynamics of the psyche/ IAAP – the theory of complexes. / stein, m (1998). jung map of the soul
Exceptional work. This is very well-researched.
Your article helped me a lot, is there any more related content? Thanks!
Your point of view caught my eye and was very interesting. Thanks. I have a question for you.
Your point of view caught my eye and was very interesting. Thanks. I have a question for you.
چقدر مفید و جامع بود🙏🏻❤️
خیلی خوشحالم که براتون مفید و جذاب بوده. ممنونم از اینکه نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید
Your article helped me a lot, is there any more related content? Thanks! https://www.binance.info/register?ref=IHJUI7TF
Thanks for sharing. I read many of your blog posts, cool, your blog is very good.
Your article helped me a lot, is there any more related content? Thanks! https://www.binance.com/fr-AF/register?ref=JHQQKNKN
Thanks for sharing. I read many of your blog posts, cool, your blog is very good.
I don’t think the title of your article matches the content lol. Just kidding, mainly because I had some doubts after reading the article. https://accounts.binance.info/sl/register-person?ref=I3OM7SCZ
I don’t think the title of your article matches the content lol. Just kidding, mainly because I had some doubts after reading the article.
Thanks for sharing. I read many of your blog posts, cool, your blog is very good.
Your point of view caught my eye and was very interesting. Thanks. I have a question for you.